جعفر شهرى باف

215

طهران قديم ( فارسى )

بريده شد و بسرنوشت بقيه دچار گرديد و ميدان به صورت كوير درآمد ، چنانچه اكنون مىباشد ! سبب بريده‌شدن در دو نوبت آن هم اين بود كه چون سكنهء محل آخرين درخت را در معرض تلف ديده اره را در پايش مشاهده ميكنند ، حيله‌اى انديشيده بحضور كريم آقا رفته معروض ميدارند كه درخت در رؤياى سه نفر خواب‌نما شده كه از قطع آن صرفنظر بشود كه موجب خطر و ضرر جان جناب رئيس مىباشد و هر سه نفر هم قول شاعر ، كه : ( نهال‌افكن بود كم زندگانى ) را شاهد آورده كريم آقا متوهم شده دستور منع مزاحمت صادر مىكند اما چون مدتى ميگذرد و از بريدن نصفهء درخت ضرر و زيانى نمينگرد و چون تنهء آن مورد حاجت در و پنجره‌هاى ساختمان جديدش مىشود مجددا فرمان قطع ميدهد و درخت بريده شده چوبش ضبط انبار مىشود ! كسبهء سبزه‌ميدان سبزه‌ميدان محلى بود كه علاوه بر دكاندارها و دوافروشها و خرده‌فروشهاى مستقر ، انواع كسبهء دستفروش كه امتعهء خود را بر سر دست عرضه مىكردند نيز در آن جمع مىشدند . از جمله قبا ، گليم و لباده‌اىها « 2 » كه متاع خود را يك كتى روى شانه مىانداختند . كفاشهاى نو و نيمدارفروش ، طواف ، ميوه‌فروش ، سيب‌زمينى ، كبابى ، لبويى ، شلغمى ، دل و جگرى ، دوغى ، تخم‌مرغى ، پنيرى ، باقلايى ، چاى دارچينى ، پاتيلىهاى آشى و پلوئى كه سبزه‌ميدان برايشان بهترين مركز كار معلوم شده بود . قهوه‌خانهء موال آباد در ضلع جنوب شرقى آن قهوه‌خانه‌اى بود بنام قهوه‌خانه ( موال آباد ) متعلق به حسن موال آبادى و حاج حسن شمشيرى بعد « 3 » كه بعدها به صورت چلوكبابى درآمد

--> سواد ! ( كيريم ) مينوشت ! ( 2 ) . قبايى يقه‌دار كه از يقهء باريك و جلويى تا پايين با تكمه‌هاى فراوان شكل مىگرفت و بعضى مردم و آخوندها مىپوشيدند . ( 3 ) . بعدها حاج حسن شمشيرى شده از راه كسب چلوپزى ثروت شايان به دست آورده ، ضمنا از طرفداران پر و پا قرص دكتر محمد مصدق و كسى كه بزرگترين رقم قرضه‌ى ملى دولت ايشان را كه از مردم طلبيد ، به مبلغ يك ميليون تومان خريد و در آخر كه با كودتاى 1332 محمد رضا شاه بر عليه مصدق ، بجرم علاقه به مصدق دچار غضب شاه و محكوم به مصادرهء اموال و مزد وطنخواهى و خدمتگزار پرستىاش بيمارى دق و تقديرنامه‌اش را كه از خاك گور گرفته در امامزاده عبد اللّه به خاك سپرده شد ! !